رای دادگاه پس از سه سال

دادگاه پس از سه سال رفت و آمد و دوندگی رای نهایی خود را صادر کرد و مسولین استخر و ناجیان را به طور مشترک مقصر دانست

سرپرست استخر به خاطر اینکه یک ناجی کمتر از حد تعیین شده در قانون ناجی غریق گمارده بود.

سر ناجی   و ناجیان به خاطر سهل انگاری در انجام وظایفشان به قتل غیر عمد متهم شدند.

متاسفانه شاهدان به دادگاه مراجعه نکردند که با توجه به اینکه ناجیان استخر را بدون سرکشی کامل ترک کرده بودند و عملا هیچ کدام از ناجیان متوجه غرق شدن شروین نشده بودند و حالت غیر عادی شناور بودن او توسط یکی  از شناگران به مربی شنا گزارش شده بود می بایست جرم بیشتری متوجه آنها می شد؛ عملا چنین مسئله ای دنبال نشد. اما گزارش پزشکی قانونی مبنی بر غرق شدگی با توجه به اینکه با بررسی مجدد هم رای آن تغییر نکرد برای رای دادگاه و مجرم بودن مسوولین استخر کفایت کرد.

متاسفانه دادگاه خیلی کند پیشرفت کرد مثل تمام چیزهای دیگر و ما امیدواریم که بتوانیم باطل شدن پروانه کار مسولین را حداقل برای مدتی بگیریم که دیگر با جان آدمها این طور بازی نکنند.

نظر کارشناسان و مجرمیت برای مسولین استخر

در پی اعتراض های قبلی مسولین استخر توانیر طرشت باز هم نظر کارشناسان بر مقصر بودن این مسولین بود. در نظر این کارشناسان که خبره نجات غریق هم بودند سرناجی، دو ناجی دیگر، مسول استخر و ناظر استخر مقصر شناخته شدند. در آخرین پیگیری که از دادسرا داشتم پرونده پس از ۲۱ ماه پیگیری در حال ارسال به دادگاه است. البته هنوز باید ندادستان چیزی را امضا کنند. فکر کنم تا شروع اولین جلسه دادگاه دو سه ماهی وقت صرف شود.  نمی دانم چه حکمی صادر می شود. اما ایکاش درسی برای تمام ناجی ها و مسولین استخر باشد که بدانند که چه مسولیت سنگینی بر عهده آنهاست.  ناجی بودن. ناجی بودن. ناجی بودن

یک سال و نیم بی جواب

یک سال و نیم از این ماجرا می گذرد. تا به حال بیش از صد بار به دادسرا برای پیگیری پرونده رفته ام. با اینکه پزشک قانونی در همان دو ماه اول نظر قطعی اش را داد و مورد را غرق شدگی اعلام کرد؛ هنوز هم بازپرس مرا و وکیلم را می دواند. من فکر نکنم آن غریق نجات بی مسوولیت و بی قید که در هنگام حادثه در محل حادثه حاضر نبوده بیش از دو بار آنهم شاید به کلانتری آمده باشد.  در ابتدا بازرس پرونده را به کارشناسان وزارت کار ارجاع داد که آنها هم با خواندن قرارداد تنها پیمانکار استخر را مقصر دانسته اند. پیمانکار هم در این یک سال و نیم چند باری توسط بازپرس خوانده شده و هر بار بهانه ای را از بازپرس چیزی را برای تحقیق در خواست کرده. در خواست آخر آنها برای تحقیق مجدد از پزشک قانونی بود که رای قبلی را مجددا اعلام کرد. اما آنها باز تقاضای کارشناسی کرده اند

جالب آن است که بازپرس درخواست ما برای احضار شاهد ها را بی پاسخ گذاشته. شاهدهای ترسو و بی مسوولیت ( که من آنها را همتای آن غریق نجات قاتل می دانم) هم پایشان را به کلانتری و دادسرا نگذاشتند.  آنها را که پس از پیگیری فراوان تلفن هایشان را پیدا کرده بودم اقرار کرده بودند که سرناجی و دیگر منجیان در لحظه حادثه در محل نبوده ند. البته با وجود رای اول و دوم پزشک قانونی حتی نیاز به آن ترسو های بی مسوولیت هم نیست.

اما ما هنوز داریم می دویم و البته به هیچ نرسیده ایم. 

رویای غریق

آرام بی هیچ حرکتی دنیای بیرون آب را نظاره می کردم. می دانستم که در دنیای دیگری هستم. اما قادر به برگشتن به دنیای زندگان نبودم. تلاشی هم برای برگشتن نمی کردم. انگار برایم مهم نبود. فقط نگاه می کردم ببینم چه می شود. ناگهان یکی مرا دید و مرا بیرون کشید. تنفس مصنوعی را شروع کرد. و من به ناگاه نفس اول را کشیدم. با آن نفس همه چیز تمام شده بود. و من برگشته بودم. انگار آن جهان واسط اصلا وجود نداشت.

 

به ناگاه از این رویا پریدم. رویا چنان واضح بود که لحظه لحظه اش برای همیشه در من رخنه کرد. و ماند افسوس من که حتی در رویا هم کسی منجی من شده بود و آن خیال خوش رنگ باخته بود. 



عکس از حامد صابر. (عکس اصلی کراپ شده است)

اهدای زندگی

حتما کسی از کار شما خشنود خواهد شد و به نکوکاری شما درود خواهد گفت.



آدرس کامل مراکز اهدای خون در کشور

تا آنجا که من میدانم در تهران پایگاه مرکزی واقع در خیابان وصال، پایگاه فلکه صادقیه و پایگاه تجریش تا ساعت 18:30 و بقیه آنها تا ساعت 16:00 پذیرش دارند. بهتر است قبلا با پایگاه نزدیک منزل تماس تلفنی بگیرید یا اینکه با تلفن سازمان انتقال خون تماس بگیرید  46-88601545  و  88601617. 

برای اهداء خون می بایست به تازگی سرما نخورده باشید، عمل جراحی نداشته باشید، واکسن نزده باشید، به بخش هایی از کشور که مالاریاخیز است نرفته باشید و چند شرط دیگر که قبل از دریافت خون از شما سوال می شود. مدت زمانی که باید از این مسائل گذشته باشد را از خود پایگاه ها بپرسید.

آموزش رایگان کمک های اولیه

امروز به طور کاملا اتفاقی مطلع شدم که انجمن پرستاری ایران با همکاری جمعیت هلال احمر دوره آموزش عمومی کمک های اولیه را به طور رایگان برگزار می کند. کلاس های این دوره یک ماهه است و شامل یک جلسه سه ساعته در هر هفته می باشد. کلاسهای جدید از هفته دیگر (اول اردیبهشت) شروع می شود . این دوره ها فعلا در مرکز صادقیه در روزهای زیر برگزار می شود:

شنبه ها  4-7 بعد از ظهر، 

سه شنبه ها 9-12 صبح

پنج شنبه ها 9-12 صبح و 4-7 بعد از ظهر

جمعه ها  9-12 صبح و 4-7 بعد از ظهر

 این کلاسها در مراکز زیر برگزار می شود:

نشانی ثبت نام و برگزاری کلاسها 

انقلاب: ابتدای کارگر شمالی، کوچه رشتچی، شماره 40 – تلفن 66924713

شهدا: خیابان 17 شهریور، بعد از اداره برق، شماره 422 - تلفن 33340610

صادقیه (آریاشهر): بین فلکه اول و دوم، بلوار شهدای صادقیه شمالی، شماره 75 - تلفن 44202093

سیدخندان: تلفن 55081382

نازی آباد : بازار دوم مقابل پارک 17 شهریور شماره 237/6  تلفن - 5505213

خانه های سلامت

توجه شود فعلا فقط در مرکز صادقیه آموزش برای آقایان هست و در بقیه مراکز آموزش فقط برای خانمها می باشد.

توضیح اینکه کلاس کمک های اولیه پیش نیاز کلاسهای دیگری می باشد که این مراکز برگزار می کنند لیست تعدادی از آنها از قرار زیر است

فوریت های پزشکی  دارو شناسی

امدادگری و اورژانس  تغذیه سالم و رژیم های غدایی

بهداشت مادر و نوزاد مهارت های زندگی و بهداشت روان

پیشگیری از اعتیاد منشی گری پزشک و دندان پزشک

 

این مراکز در بعضی از دوره های فوق گواهینامه از طرف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و یا مدرک بین المللی جمعیت هلال احمر می دهد.

 

دوره فوریت های پزشکی که شامل تزریقات آمپول سرم، تنفس مصنوعی ، ماساژ قلبی (CPR)، آتل بندی برای شکستگی استخوان و غیره به صورت عملی می باشد.

پس از گذراندن دوره امدادگری اورژانس و دوره های دیگر مدرک معادل کمک بهیار نیز با تایید وزارت بهداشت اعطا می شود.



خیالم راحت شد!

خیالم راحت شد. امروز پیش یک وکیل بودم. جریان را سعی کردم کامل برایش شرح بدهم. او جز دو سه کلمه بیشتر یادداشت برنداشت. آخر سر بی آنکه پرسشی از من بکند، ته نگاهم را خواند. خیلی صریح و بی پرده گفت با تجربه من با این قوانین این پرونده وارد حیطه کیفری نخواهد شد! هیچ کس برای این چنین چیزی به زندان نمی افتد. گفتم اهمال در انجام وظایف حیاتی؟ گفت غفلت! گفتم اگر پزشکی اشتباه کند و منجر به مرگ شود مگر کاریش نمی کنند. گفت اگر مشخص شود که کار اشتباهی کرده که منجر به مرگ شود، اگر! اما اینجا غفلت در ترک اعمالی که می توانسته منجر به نجات بشود!

من گیج شده بودم کاملا. فرق این دو را نمی فهمیدم. هر دو اهمالی است که به مرگ منجر شده است. اما ته نگاه او خواندم مگر چند پزشک می شناسی که به خاطر اهمال به زندان افتاده باشد. یاد آن برگه هایی افتادم که موقع ورود به بیمارستان برای کوچکترین عملی مجبوری پر کنی و همه مسولیت هایی را که باید به گردن بگیری.

-پس در نهایت چه می شود؟ 

- می توانی اقدام کنی برای مسولیت مدنی!

 و وقتی نگاه گیج مرا دید، خیلی صاف ساده گفت وراث می توانند  برای دیه دادخواستی تنظیم کنند. شاید هم اندکی جریمه نقدی برایشان ببرند. برای یک پرونده مشابه برای مرگ کارگری 300 هزار تومان جریمه بریدند که ما لایحه نوشتیم و به آن اعتراض کردم.

- لبخندی زدم و خیالم راحت شد. بی خود اینهمه نگران آمدن شاهدها به دادسرا بودم. آن شب نخوابی ها و آن درد هایی که از میان سینه ام بر می خاست و چون تیری قلبم را نشانه می رفت و بعد گر گرفتن تنم به خاطر اینکه مبادا حقی ضایع شود، آنی از جلو چشمم گذشت. انگار آب سردی رویم ریخته بودند.

 

کمی در سکوت گذشت.

اما باز هم ناباور پرسیدم: اما در آیین نامه فدراسیون نجات غریق نوشته منجی غریق مسوول جان شناگران است!

گفت: شما باید هم از مسوولین استخر شکایت کنید و هم منجی . اگر مقصر تشخیص داده شوند که دیه بین آنها تقسیم می شود!!! راستی بیمه که بودند.

من دیگر سکوت کردم و به شکل فنجان خیره شدم.

کمی گذشت. از آنجا که این وکیل از آن وکیل های شارلاتان نبود و به من گفت که نیازی به گرفتن وکیل نداری. مسئله دشواری نیست. و احتمالا احساس کرد که من به دنبال عدالت می گردم و کمی فهمیده حسابم کرد و گفت:

- این قسمت از قانون ما خیلی شفاف است و از قانون فرانسه گرفته شده . در آنجا وقتی که کسی سرمایه گذاری می کند طبعا دارای  ریسک بیشتری است و ممکن است حوادثی برای آن رخ دهد. بنابراین قانون باید از او حمایت کند تا بتواند سرمایه گذاری اش را بکند و کار را جلو ببرد.

 

این قسمت را خیلی خوب گرفتم . در دلم گفتم ایکاش این قانون را از قانون انگلستان یا آمریکا یا یک جایی که دوستش ندارم و سمبل سرمایه داری ست برمی داشتند، نه سرزمینی که  هنرمندان برای مهاجرت آن را انتخاب می کنند. گرچه آنجا هم هنرمندان دست آخر یا گلوله ای به تهی گاهشان شلیک می کنند یا شیر گاز را در اتاقی که درز پنجره هایش را به دقت با پنبه پر کرده اند باز می کنند.

 

بخوانید بخشی از  قانون مسولیت مدنی که آن وکیل محترم برایم از کتاب قانون خواند:

 

 

قانون مسئوليت مدني

ماده 1 : هر كس بدون مجوز قانونى عمداً يا در نتيجهء بى احتياطى به جان يا سلامتى يا مال يا آزادى يا حيثيت يا شهرت تجارتى يا به هر حق ديگرى كه به موجب قانون براى افراد ايجاد گرديده لطمه اى وارد نمايد كه موجب ضرر مادى يا معنوى ديگرى شود مسئول جبران خسارت ناشى از عمل خود مى باشد.
ماده 2 : در موردى كه عمل واردكنندهء زيان موجب خسارت مادى يا معنوى زيان ديده باشد دادگاه پس از رسيدگى و ثبوت امر او را به جبران خسارات مزبور محكوم مى نمايد و چنانچه عمل وارد كنندهء زيان موجب يكى از خسارات مزبور باشد دادگاه او را به جبران همان نوع خساراتى كه وارد نموده محكوم خواهد نمود.

 

 

ماده 6 : در صورت مرگ آسيب ديده زيان شامل كليهء هزينه ها مخصوصاً هزينهء كفن و دفن مى باشد، اگر مرگ فورى نباشد هزينه معالجه و زيان ناشى از سلب قدرت كار كردن در مدت ناخوشى نيز جزء زيان محسوب خواهد شد.در صورتى كه در زمان وقوع آسيب زيان ديده قانوناً مكلف بوده و يا ممكن است بعدها مكلف شود شخص ثالثى را نگاهدارى نمايد و در اثر مرگ او شخص ثالث از آن حق محروم گردد وارد كنندهء زيان بايد مبلغى به عنوان مستمرى متناسب تا مدتى كه ادامهء حيات آسيب ديده عادتاً ممكن و مكلف به نگاهدارى شخص ثالث بوده به آن شخص پرداخت كند در اين صورت تشخيص ميزان تأمين كه بايد گرفته شود با دادگاه است .
در صورتى كه در زمان وقوع آسيب نطفهء شخص ثالث بسته شده و يا هنوز طفل به دنيا نيامده باشد شخص مزبور استحقاق مستمرى را خواهد داشت .

 

 

این ماده را وکیل محترم توضیح داد که به همان دیه اسلامی که برای زنان نصف مردان است منجر می شود.

 

متن کاملتر قانون مسولیت مدنی در بلاگ مهدی آرامش 

درستی متن آن بلاگ به عهده نویسنده آن (مهدی آرامش) است .  قسمت هایی را که من برداشتم با مضمون چیزی که وکیل برایم خواند تطابق داشت. متاسفانه مرجع رسمی  برای حقوق و قوانین مدنی و کیفری ایران دراینترنت پیدا نکردم. خوانندگان اگر از سایتی اطلاع دارند برای من و دیگران معرفی کنند

غرق شدن یک پسر 14 ساله در پارک آبی آزادگان در سال 84

من قبلا آنچنان اخبار حوادث را دنبال نمی کردم و به کسانی که خیلی با هیجان آنها را می خواندند با دیده حقارت نگاه می کردم. زهره ام میرفت از کسانی که توی اتوبان برای تماشای تصادف می ایستند. البته هنوز هم می رود چون آنها هیچکدامشان حاضر به کمک به صدمه دیدگان نیستند و دنبال هیجانش هستند.  اما در این جا بد ندیدم که  اخبار غرق شدگی به خصوص در استخر ها را بیاورم و به خودم و شما بقبولانم که این اتفاق که خیلی نادر به نظر می رسد ، آنچنان هم دور از کشور هایی مثل کشور ما غیر قابل تصور نیست.  به این اتفاق که دو سال قبل اتفاق افتاده توجه کنید:  نقل از سایت قدس

 

http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/4/1384-04-26/page7.html#2

 

غرق شدن پسر 14 ساله در استخر - این بار نجات غریقها علی اكبر را در آب ندیدند

 

گروه حوادث:در حالی كه 12 روز از مرگ "علی اكبر زینال" در پارك آبی آزادگان می گذرد، خانواده این نوجوان 14 ساله با طرح این پرسش كه "چرا هیچ غریق نجاتی متوجه غرق شدن فرزندشان در استخر عمیق پارك نشده است؟"، خواستار رسیدگی به وضعیت مرگ فرزندشان و شناسایی مقصران اصلی حادثه شدند.

به گزارش ایسنا ساعت 19 و 40 دقیقه سه شنبه 13 تیر ماه "علی اكبر" همراه اعضای خانواده و تنی چند از اقوام به قصد تفریح، وارد استخر آبی آزادگان در آخرین سئانس شد و در حالی كه 40 دقیقه از پایان ساعت رسمی كار استخر گذشته بود، به علت نامعلومی در آب استخر خفه شد.

در این حال مأموران كلانتری 167 دولت آباد با حضور در صحنه حادثه، مرگ نوجوان را تأیید و صورت جلسه ای از آن تهیه شد و پزشك اعزامی اورژانس به محل حادثه، علت مرگ را خفگی در آب عنوان كرد.

"قربان زینال" پدر این نوجوان گفت:روز حادثه "علی" پسر بزرگترم به همراه "مرتضی" و "علی اكبر" (متوفی) و همسالانش به استخر پارك آبی آزادگان رفتند. ساعت 20 و 30 دقیقه متوجه غیبت آنها شدیم. در تماس با پلیس 110، به ما اطلاع دادند كه "علی اكبر" در كلانتری "دولت آباد" است كه با مراجعه به محل كلانتری متوجه مرگ "علی اكبر" در استخر پارك آزادگان شدیم.

"علی" برادر "علی اكبر" در مورد روز حادثه اظهار داشت:در روز حادثه به دلیل ناآشنایی "علی اكبر" با فنون شنا، او را با یكی از پسرعموهای 10 ساله ام به استخر كم عمق بردیم و با دیگر دوستانم در محوطه عمیق مشغول شنا شدیم. اما زمانی كه سوت پایان را زدند و ما از آب خارج شده و مشغول پوشیدن لباس بودیم، متوجه غیبت "علی اكبر" شدیم.

وی ادامه داد:ساعت 18 و 45 دقیقه با اصرار به نگهبان، اطراف استخر را به همراه برادرم جستجو كردیم. در این بین یك سیاهی درون استخر نمایان شد. به دلیل نبود هیچ غریق نجاتی، دو تن از شناگران جسد بی جان "علی اكبر" را به كناره استخر آوردند.

"علی" مدعی شد:بعد از تماس با پلیس 110 و اورژانس چون هیچ یك از مسؤولان امدادی در محوطه استخر حاضر نبودند، از طریق تماس تلفنی با پزشك اورژانس، نحوه كمك رسانی به "علی اكبر" را جویا شدیم. پدر "علی اكبر" نیز با اشاره به این كه مأموران اورژانس پس از 40 دقیقه به محل رسیدند گفت:پزشك اورژانس پس از معاینه اعلام كرد كه "علی اكبر" به علت خفگی در آب جان باخته است.

ادامه نوشته

نمونه های دیگر غرق شدگی در استخر

پریروز که فدراسیون نجات غریق رفته بودم . همین طوری داشتم درباره روال دادگاه سوال می کردم که مسوول آنجا چند تا پرونده دیگر را به من نشان داد که آنها نیز مربوط به غرق شدگی در استخر بود.  ظاهرا این اتفاق آنقدر ها هم در ایران نادر نیست. بنابراین توجه بیشتری می طلبد. در اینجا چند نمونه از حوادث غرق شدگی در استخر را می آورم .

مرگ یك جوان ۳۳ ساله  در یكی از استخرهای جنوب شهر تهران ۲۲ مهر ۸۶ سایت آفتاب :

بررسی پرونده مرگ یك جوان ۳۳ ساله كه در یكی از استخرهای جنوب شهر تهران غرق شد، در دستور كار بازپرس ویژه قتل تهران قرار گرفت.

در پی غرق شدن یك جوان در استخر یكی از فرهنگسراهای جنوب تهران، پرونده‌ای جهت بررسی موضوع در دادسرای جنایی پایتخت به جریان افتاد.

روز ۱۵ مهر ماه سال جاری فردی با مراجعه به كلانتری اعلام كرد كه فرزند ۳۳ ساله‌اش در استخری واقع در یكی از فرهنگسراها غرق شده و نجات غریق استخر هفت دقیقه پس از اعلام حادثه‌دیدگی خود را رسانده است.

با بررسی‌های اولیه، مشخص شد كه متوفی در استخری با ظرفیت ۱۲۰ نفر مشغول شنا بوده در حالی كه حدود ۳۰۰ نفر داخل استخر بوده‌اند.

 

 

مرگ خاموش دختر دانشجو در استخر   ، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴   سایت آفتاب

 

یك دختر دانشجوی ۲۱ ساله صبح روز ۱۶ مرداد جاری در استخر كوی ارم دانشگاه شیراز غرق شد. سید جواد رضوی در مورد مرگ دخترش چنین گفت: لیدا، دانشجوی سال دوم رشته اقتصاد دانشگاه آزاد شیراز بود و به خاطر عجله زیاد در به اتمام رساندن واحدهای درسی اش، در ترم تابستان دانشگاه نیز ثبت نام كرده و در كنار آن كلاس آموزش شنا را نیز می گذراند. وی با اشاره به گفته شاهدان عینی ماجرا و دوستان دخترش اظهار داشت: لیدا به همراه دوستانش ساعت ۱۰ صبح روز ۲۶ مردادماه به استخر مراجعه می كند و ساعت ۱۲ كه زمان شنا تمام شده بود، با صدای فریاد یكی از همكلاسی های او كه پیكر غرق شده لیدا را مشاهده می كند، جانشین سرناجی استخر به سوی او شتافته و جسم لیدا را كه اثری از حیات در آن مشاهده نمی شد، از آب خارج می كند. پس از انجام عملیات احیا و دادن تنفس مصنوعی، نبض لیدا به صورت بسیار ضعیف به شمارش می افتد. مسؤولین استخر، طی تماس تلفنی، مركز اورژانس را در جریان امر قرار داده كه آمبولانس ۲۰ دقیقه پس از حادثه در محل حاضر شده و پیكر لیدا را به بیمارستان نمازی منتقل می كنند، اما ادامه عملیات نجات توسط پزشكان بی نتیجه مانده و لیدا در بیمارستان فوت می كند.با شكایت اولیای دم و حسب درجات، پرونده قضایی تحت عنوان قتل غیر عمد توسط دادستان شیراز تشكیل شده و در شعبه ۱۵ بازرسی مجتمع قضایی شماره (۲) شیراز تحت رسیدگی قرار می گیرد. پزشكی قانونی فارس، علت مرگ لیدا را غرق شدگی تشخیص می دهد. پرونده مرگ لیدا سادات رضوی، در حال حاضر در مرحله تحقیقات مقدماتی است و تاكنون بنا به تشخیص قاضی فرهادپور، بازپرس پرونده، ۱۰ نفر از متهمان پرونده كه از مسؤولان اداره تربیت بدنی فارس، دانشگاه شیراز، مربیان و ناجیان غریق و سرناجیان استخر هستند، تحت تعقیب قانونی قرار گرفته اند. نظرات پزشكی قانونی، هیأت كارشناسی شنا و نجات غریق استان فارس توسط بازپرس پرونده اخذ شده و قرار قانونی برای متهمان صادر شده است.تحقیقات در خصوص این پرونده همچنان ادامه دارد. به گفته یك منبع آگاه، در زمان وقوع حادثه، سرناجی استخر در مرخصی به سر می برده و جانشین سرناجی نیز مشغول تمرین شنا با تعدادی از شنا آموزان استخر بوده است.

 

 

 

عملیات احیا قلبی تنفسی (CPR)

اصل این مطلب از سایت معاونت درمان دانشگاه مشهد برداشته شده است. 

 متن را دوباره اینجا می گذارم ،چون به تجربه شخصی بعضی وقتها لینک و صفحات سایت های ایرانی از بین می روند.  از دوستان پزشکم می خواهم که مطالب را پر بار تر کنند.

 

1- بیمار را به پشت بخوابانید و او را صدا بزنید و به آرامی تکان دهید تا پاسخ به تحریک مشخص شود.
2- اگر بیمار بدون پاسخ باشد راههای تنفسی او را کنترل کنید. چنانچه راه تنفسی بسته است با کمک انگشت راه تنفسی وی را باز کنید و چنانچه راه تنفسی باز است ولی بیمار نفس نمی‌کشد تنفس مصنوعی را شروع کنید.

3- در صورتی که از صدمه ندیدن مهره‌های گردنی مصدوم مطمئن هستید، گردن مصدوم را به جلو و سر او را به عقب خم نمایید تا مسیر راه هوایی مصدوم در بهترین و مستقیم‌ترین وضعیت واقع شود و چانه مصدوم را بالا و جلو بیاورید. در صورت صدمه دیدن مهره‌های گردنی بدون حرکت دادن به سر و گردن مصدوم ، با قرار دادن شست‌ها روی چانه فک پایینی مصدوم را به سمت جلو و بالا آورید تا ضمن باز شدن دهان ، مسیر راه هوایی نیز مستقیم قرار گیرد.

4 - دو تنفس مناسب دهان به دهان به وی بدهید.
5- نبضها را لمس نمایید. اگر ضربان نبضها لمس شود باید به تنفس مصنوعی ادامه داد و اگر لمس نشود، ماساژ قلبی باید شروع شود.

6- جهت انجام ماساژ قلبی ، دست چپ خود را به حالت ضربدر پشت دست دیگر گذاشته ، پاشنه دست راست را بر روی جناق سینه به اندازه دو بند انگشت بالاتر از محل دو شاخه شدن جناق قرار دهید. آرنج‌ها نباید خم شوند. به کمک وزن بدن فشار محکمی به قفسه سینه وارد کنید تا جناق سینه به اندازه تقریبی 4 الی 5 سانتیمتر به داخل برود. تعداد مفید ماساژ قلبی باید حدود 100-80 بار در دقیقه باشد و به ازای هر 15 ماساژ قلبی 2 تنفس مصنوعی با روش دهان به دهان داده شود.

در صورتی که فرد دیگری به امدادگر کمک می‌کند باید به ازای هر 5 ماساژ قلبی یک تنفس مصنوعی داده شود. امروزه بر اساس نظر متخصصین و بسیاری از مراجع علمی در عملیات احیای قلبی – ریوی دو نفره نیازی به قطع ماساژ قلبی برای انجام تنفس مصنوعی نیست و همزمان با انجام ماساژ قلب توسط یک فرد ، فرد دیگر می‌تواند تنفس مصنوعی را انجام دهد.

7- پس از گذشت یک دقیقه عملیات را به مدت 4-5 ثانیه جهت لمس نبض گردنی متوقف نمایید. اگر نبض لمس شود ماساژ قلبی را قطع نمایید و چنانچه تنفس هم برقرار شده باشد تنفس مصنوعی را متوقف کنید. در صورت عدم لمس نبض و عدم برقراری تنفس خود به خودی ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی را مجدداً شروع کنید و هر 3 دقیقه یک بار عملیات را جهت لمس نبضها به مدت 4-5 ثانیه متوقف نمایید.

نکات مهم :

·         فرد را نباید روی سطح نرم مثل تشک یا تختخواب بخوابانید، بلکه سطح سختی مثل کف اتاق بهتر است.

·         در تنفس دهان به دهان باید بینی مصدوم را با دو انگشت خود ببندید تا هوایی که به ریه‌ها دمیده می‌شود مستقیماً از آن خارج نشود.

·         موقعیت سر و گردن را درست تنظیم کنید.

·         طی عملیات احیاء ، توسط دیگر حاضرین ، به اورژانس 115 اطلاع دهید.

عملیات احیاء را تا زمانی که فرد با تجربه یا پزشک بر بالین بیمار برسد و یا تا زمانی که وی به درمانگاه منتقل شود ادامه دهید.  امکان احیاء تا ۴۵ دقیقه وجود دارد.

برای توضیح بیشتر "ادامه مطلب" را از زیر انتخاب کنید:  در این بخش  باز کردن راه هوایی،  روش تنفس مصنوعی، حفظ گردش خون ، کنترل نبض و دیگر مسائل مهم ارائه می شود 

ادامه نوشته

ایست قلبی و تنفسی

اصل این مطلب از سایت معاونت درمان دانشگاه مشهد برداشته شده است. 

 متن را دوباره اینجا می گذارم ،چون به تجربه شخصی بعضی وقتها لینک و صفحات سایت های ایرانی از بین می روند.  از دوستان پزشکم می خواهم که مطالب را پر بار تر کنند.

منظور از ایست قلبی حالتی است که ضربان قلب کاملاً از بین می‌رود و منظور از ایست تنفسی از کار افتادن تنفس خود بخودی در فرد است (ایست‌قلبی‌عبارت‌ است‌از فقدان‌کامل‌پمپ‌کردن‌خون توسط‌قلب‌). این حالات می‌تواند به دنبال سکته قلبی، شوک، خونریزیهای بسیار شدید، گیر کردن اجسام خارجی در حلق ، غرق شدگی ، برق گرفتگی و ... رخ دهد. ایست تنفسی اولیه ظرف دقایقی کوتاه باعث ایست قلبی می‌شود و ایست قلبی اولیه نیز به سرعت به ایست تنفسی می‌انجامد. تأخیر در درمان‌ حتی‌برای‌5-3 دقیقه ‌ممکن‌است‌باعث‌مرگ‌یا آسیب‌دایمی‌مغز شود. بروز این‌حالت‌تا سن‌45 سالگی‌در مردان‌بیش‌از زنان‌است‌، اما پس‌از آن‌برابر است‌.

 ادامه مطلب را از زیر انتخاب کنید:

ادامه نوشته

نکات مهم آیین نامه فدراسیون نجات غریق برای شناگران

از آنجاییکه خواندن یک آیین نامه 100 صفحه ای برای آگاهی شناگران از مقررات نجات غریق کار خسته کننده ای به نظر می رسد، من سعی کردم خلاصه ای مفید در چند بخش که در صفحات مختلف قرار داده شده تهیه کنم که پیوندهای آن را در قسمت راست صفحه گذاشته ام.  باز هم به نظرم رسید که ممکن است عموم مردم حوصله خواندن این همه مطلب را در اینترنت نداشته باشند. این بود که چکیده ای در زیر ارائه می شود را تهیه کنم. اما توجه کنید که این مطالب فقط شاید از نظر حقوق  کلی شناگران اهمیت داشته باشد. واضح است که باید برای بررسی دقیق به متن اصلی منتشر شده توسط فدراسیون مراجعه کرد.

 

تعریف منجیان غریق، وظایف آنها، اندازه استخرها و تعداد منجیان، و نکات دیگر ....

برای دیدن آنها "ادامه مطلب" را در همین پایین انتخاب کنید.

ادامه نوشته

نشانه این وبلاگ

یار مهربان هنرمندم محمد زند برای وبلاگ غرق شدگی نشانه ای طرح کرده است. دستش درد نکند.




 

آن کاغذ لعنتی

این کاغذ سخت ترین و تلخ ترین چیزی است که می توان تصور دریافت آن را داشت. 

نامه کوتاه است. نظریه رسم سازمان پزشکی قانونی است که می گوید بنا معاینه پزشک قانونی این سازمان  علت مرگ مریم اصغری غرق شدگی تعیین شده است. برای تصویر کامل نامه اینجا را ببینید.

 

تصویر نامه پزشک قانونی مبنی بر غرق شدگی

 

آن اتفاق دهشت بار

دو ماه و پانزده روز و پنج ساعت و نمی دانم چند دقیقه است که از آن اتفاق دهشت بار گذشته است. یک بی توجهی ، یک اهمال کاری، یک غفلت از یک گروه که کارشان توجه، مراقبت، نگهبانی و نجات جان کسانی است که جانشان را به آنها سپرده اند به اتفاقی برگشت ناپذیر منجر شد؛ اتفاقی که هر لحظه از این مدت و تمام لحظات عمرمن و تمام کسانی که او را می شناختند، آرزو می کنند که نیافتاده بود.  اما آیا می توان زمان را به عقب برگرداند. هرگز چنین نمی شود.

 

آن روز را درست مانند روزهای معمولی دیگر شروع کرده بودیم. صبح مثل هر روز معمولی دیگر از خواب بیدار شدیم، برای رفتن به اداره حاضر شدیم. مثل خیلی از روزها، در طی راه برنامه های آینده مان را باهم بحث کردیم که خانه مان را به محل کاراو نزدیک تر کنیم. مثل هر روز معمولی دیگر با ماشین مریم را میدان شهرک گذاشتم و قرار ساعت پنج بعد از ظهر را با هم مرور کردیم. مثل هر روز کاری دیگر کارهایمان را انجام دادیم. ساعت پنج سر قرار حاضر بودیم. او مثل همیشه سر موقع ، من هم مثل بعضی وقتها چهار پنج دقیقه دیرتر رسیدم. ظرف خالی عسلی بود که می خواست برای فردای اداره اش از عسلی که تازه خریده بود پر کند روی صندلی عقب گذاشت با یک سجاده که همکارش از سوریه سوغات آورده بود. رفتیم به استخر طرشت که به استخر توانیر هم معروف است . این استخر در مجموعه نیروگاه طرشت (برق آلستوم سابق) خیابان ستارخان تهران قرار دارد. صبح موقعی که می خواست لباس شنایش را بردارد یک لحظه گفت "امروز نریم". یک لحظه هم گفت که "بیایم خانه و برویم. " اما زود از حرف خودش برگشت و آنها را با خودش برداشت و گفت "همانطور که قرار گذاشتیم از سر کار می رویم."  کاش هیچوقت نرفته بودیم.

 

دیگر کاش و ایکاش هیچ فایده ای ندارد. همیشه از کاش متنفر بود. می گفت هیچوقت کاش نگو. به کارت همان لحظه اش درست فکر کن و انجام  بده. جا برای کاش های بعد باقی نگذار.  ولی آدم مگر می داند چه بلایی قرار است سرش می آید.

 

تقویم آن سالش را بعدها که از اداره اش گرفتم سه چیز نوشته بود برای پرداختن در امسال. شنا ، سوارکاری ، انگلیسی.

 

ساعت پنج و بیست دقیقه به استخر طرشت رسیدیم. او را جلوی استخر بانوان گذاشتم. ماشین را هم همانجا پارک کردم و خودم پیاده به استخر آقایان رفتم. صد متر فاصله دارد. مثل دفعه های قبل هنگام ورود کارت باشگاه پیام را که مریم برای من گرفته بود نشان دادم. متصدی استخر گفت سانس استخر فقط تا ساعت شش است ، می خوای بری تو؟ گفتم چرا ؟ با بد اخلاقی گفت چرا ندارد، دوشنبه ها و پنج شنبه ها تا ساعت شش است. گفتم که سانس خانمها هم همینطور است؟ گفت که بله . دیدم که مریم که رفته من هم می روم و چند تا طول شنا می کنم.  همینطور هم شد. ساعت شش بلندگو اعلام کرد سانس تمام است و من هم دوش گرفتم و لباس پوشیدم. به جلو استخر خانمها رفتم. ماشین را روشن کردم تا مریم می آید گرم شود و دور زدم تا وقتی از در استخر می آید او را ببینم.

 

ساعت شش و بیست دقیقه بود. تک و توک خانمها بیرون می آمدند. من به خودم می گفتم مریم که معمولا زود می آید بیرون. اما با همان خونسردی و بی خیالی همیشگی منتظر ماندم. ده دقیقه گذشت. دیگر آدمهای زیادی بیرون آمده بودند. دیدم یک ماشین آمبولانس از آن پایین آمد و ماموران آن رفتند داخل استخر. به خودم گفتم که لابد پیرزنی در سونا حالش به هم خورده. حتی سی ثانیه ای توی ماشین ماندم. بعد گفتم برم ببینم چه خبر است. گفتند یکی حالش به هم خورده. به خودم گفتم لابد مریم مانده به اون کمک کنه. دقیقه ای هم صبرکردم و بعد گفتم لطفا یکی اسم خانم مرا صدا بزند. باز هم دقیقه ای شاید گذشت. آن لحظه یک در میلیون هم فکر نمی کردم آن کسی که حالش بد شده، مریم عزیز من باشه. اون که مثل همیشه سرحال و غبراق بود. اون که اصلا آدم بی احتیاطی نبود. اون که اصلن از سونا هم خوشش نمی آمد ، چه برسه بره سونا حالش بد بشه. اما تقریبا همه زنها خارج شده بودند. دوباره گفتم  صدا بزنند. اما نبود. یعنی چه. پرسیدند مشخصاتش چیه . گفتم. با اون که اونا می گفتند، نمی خورد. خیالم راحت بود. گفتم بازم صداش بزنند. یکی از آنها گفت رفت تو و برگشت و گفت که عکسش را داری. داشتم توی کیفم؛ چند مدل. دادم. لحظه ای نگذشت، گفتند بیا تو. سراسیمه داشتم می رفتم تو. یکی گفت کفشهاتو در بیار. در آوردم. اصلن اتفاق توی سونا نیفتاده بود. از همان دور دیدم که مریم نازنینم را کنار استخر خوابانده بودن. ماموران اورژانس داشتند با یک بالون پلاستیکی بهش تنفس مصنوعی می دادند. یک لحظه هم فکر نمی کردم که چیز بدی اتفاق بیافته . گفتم این اورژانسی ها کارشون رو انجام می دهند و الان همه چی به خوبی تموم می شه . 

 

اون لحظه اصلا به این فکر نکردم که سانس استخر شش تمام شده بود چرا اورژانس ساعت شش و نیم آمد. اما بعدها تا دلتان بخواهد وقت داشتم و دارم که به این موضوع فکر کنم.

 

او را روی برانکارد گذاشتیم  و آمبولانس راهی بیمارستان شد. بعد ها فهمیدم که بیمارستان رسول اکرم بود. بالن را به من دادند که آن را پر و خالی کنم. در همان حال بهیار اورژانس سعی می کرد که به او سرم بزند. ازش پرسیدم  "چه خبره؟" گفت "به امام رضا توکل کن." من آن لحظه نفهمیدم منظورش چیست. اما از آن لحظه آنقدر وقت داشته ام که فکر کنم چرا ما وقتی کارهایمان را که ول می کنیم و بند را به آب می دهیم چرا همه چیز را به امامان حواله می کنیم. به نظرم طولی نکشید به بیمارستان رسیدیم. آن جا به اطاق مثلا احیاء پیشرفته (CPR) رفتیم. تخت نداشت. او را روی زمین خواباندند. یک پرستار به دکتر جوان – دانشجوی رزیدنتی بود- گفت که دکتر این که هیچی نداره. من نشنیده گرفتم . دکتر جوان هم. بعدا فهمیدم می خواست جلوی من همه کارها انجام شود. خودش شروع کرد به احیاء با حرکات فشاری پشت سر هم روی سینه. این کار را ادامه داد و ادامه داد. تخت را آوردند. شوک الکتریکی دادند. نشانگر ضربان قلب حرکت می کرد و من دلم قرص بود. اما نمی فهمیدم چه دارد می شود. درجه شوک زیاد کرد و باز هم شوک دادند. توی فیلم ها صد بار این لحظه ها را دیده بودم. هه !  توی تمام فیلم ها دفعه سوم کارش را می کند و نشانگر ضربان قلب شروع می کند به ادامه. 

 

دکتر جوان رفت و  یک دکتر مسن تر صدا زد. قیافه اش شبیه دکتر ها نبود بیشتر شبیه پرستارهای کارکشته بود. من به پرستارهای کهنه کار اعتقاد بیشتری دارم تا دکترهای جوان.  درست مثل تکنسین های پیر کارکشته  در مقابل مهندس های خام جوان. او هم ادامه داد همان کار را. بعد درجه شوک را گفت زیادتر کردند. این بار همان است که در فیلم ها اتفاق می افتد. قلب او و قلب همه ما راه می افتد. تا نیم ساعت دیگر برمی گردیم. به سراغ خانه مان. خوب شد صبح از تنبلی رختخوابمان را جمع نکردیم. می رویم و می گیریم و می خوابیم و قبل از خواب به هم می گوییم چه روز سخت هیجان انگیزی بود. او به من می گوید که حمایتم کن  و فورا به خواب می رود.  

 

نه زندگی، فیلم ایرانی نیست. نه مرگ که با کسی شوخی ندارد.  اهمال آدمهای بی خیال همیشه به خوبی و خوشی منجر نمی شود. دکتر مسن تر دست از کارش می کشد. آن نشانگر ضربان هم می ایستد و به من می گوید که دیگر کاری از دست کسی ساخته نیست. اینکه من اصلا نمی فهمم منظور او چیست و یا خودم را به نفهمیدن می زنم چیزی را عوض نمی کند. تلاش من هم برای اینکه نزدیکترین دوستم افشین ، تنها پزشکی که به او اعتماد دارد به بالین او هم بیاید چیزی را عوض نمی کند. من می مانم و شما و یک خروار سوال.

 

 

آیا تعداد منجیان برای آن استخر کافی بوده است؟

آیا آنها نظارت کامل را بر شناگران داشته اند تا دقایق حیاتی نجات را ازدست ندهند؟

چه موقع  باید به اورژانس خبر داده باشند؟

آیا لوازم کافی برای نجات و احیا داشته اند؟

آیا اورژانس به موقع خود را به صحنه رسانده است؟

آیا منجیان غریق به کار مهمشان واقف اند؟

آیا آنقدر که حقوق می گیرند که احساس کنند چقدر کارشان مهم است؟

 آیا برای منجیان غریق ها هم قانون کار رعایت می شود؟

آیا قانونی و دستگاهی برای نظارت بر کار این به اصطلاح ناجیان وجود دارد؟

آیا در کشورهای دیگر هم در استخری که تحت نظارت منجیان می باشد از این وقایع اتفاق می افتد؟

آیا در ایران قبلا از اتفاقات مرگ آور در استخرهای تحت نظارت وجود داشته است؟

چرا مردم ما چرا قبل از بروز اتفاقات اینقدر به  آن بی تفاوت هستند؟

 

بیایید در این وبلاگ به این سوالها بپردازیم. من همان روزهای اول که مراسم تمام شد به سراغ تمام اینها رفتم. و فکر می کنم که     برای همه آنهایی که می خواهند در آب غوطه ور شوند دانستن آنها مهم است.   قبل از آنکه اتفاق های برگشت ناپذیر بیافتد باید به فکرشان بود. چرا اینقدر نرخ وقایع غیر مطرقبه و تصادفات در کشور ما زیاد است؟ فقط دولت باید به فکر باید باشد یا از خودمان هم کاری بر می آید؟  لطفا هر کس می تواند به من و در واقع به خودش و جامعه اش کمک کند. این وبلاگ می تواند نویسندگان متعددی داشته باشد. برای شروع خلاصه آیین نامه فدراسیون نجات غریق که با دردسر فراوان تهیه کردم را در صفحات ثابت آن گذاشتم تا برای همه هم میهنان در دسترس باشد . متن کامل آن هم اسکن شده است ودر اینجا قرار داده شده است. اجازه انتشار اینترنتی آن را به صورت شفاهی از آقای بهروز اسفندیاری نایب رییس فدراسیون و نویسنده آن گرفته ام . گفت قرار است در سایت فدراسیون بگذارند. البته اگر سایت آن آماده شود.